محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

981

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )

كوفته و بيخته تا سه چندان عسل كهنه كرفته بسرشند و در بعضى نسخها راسن عوض شهدانج امده معجون راوند ديكر ورم معده و جكر را كه بسبب ضربه باشد نافع بود صنعت آن راوند چينى زنجبيل شهد انج اجزا مساوى با سه چندان عسل بسرشند شربتى از يك درم تا دو درم باب الراء مع الباء الموحدة [ ربّ ] فصل در بيان ربوب بدانكه باصطلاح ربّ آب معصور از فواكه را نامند كه باتش ملايم در ظرف سنكى يا مس تازه قلعى كرده جوشانيده بقوام آورده باشند مانند اجاص و خشخاش و انبرباريس و تفّاح و توت شامى و حب الاس و حصرم و حماض و رمان و ريباس و سفرجل و سماق و كثرى و ليمو و نارنج و امثال اينها و چون اكثر اينها بسبب لطافت و رقت نرود محترق ميكردند لا بد قدرى دوشاب انكورى با شكر سفيد يا عسل مصفّى داخل بايد نمود و آن هر دو اولى از عسل‌اند و اين هنكام ميكردد شبيه به شراب الا آنكه در اشربهء حامضه حلاوت و حموضت انها متساوى است در اكثر امر و بر اينها حموضت غالب است بسبب كمى مقدار شيرينى و اكثر ربوب اشياى مذكوره در اماكن خود ذكر يافت و مييابد ان شاء اللّه تعالى [ ربّ قشر جوز ] ربّ قشر جوز خناق و بثور دهان و خون امدن از بن دندان و سستى آن و اورام لثه را مفيد است صنعت آن بكيرند آب پوست سبز كردكان را و با دوشاب انكورى و يا شكر و يا عسل باتش ملايم بقوام اورند و فى الجمله طريق صنعت ربوب قريب باشربه است و ذكر خواهد يافت ان شاء اللّه تعالى باب الراء مع السّين المهملتين رساطون شرابى است كه از خمر و عسل و ادويهء حارّه ترتيب دهند كرم‌تر و قوىتر از شراب ارسطون و در امزجهء بارده نافع است و فراگرفته مىشود در زمستان از براى پيران صنعت آن بكيرند عصير عنب جيد الجوهر ده زورق و زورقى چهار رطل و نيم است و باتش ملايم بجوشانند و كف آن را بكيرند پس داخل كنند در آن عسل صافى جيد متين چهار رطل و بجوشانند باتش ملايم و كف آن را بكيرند تا آنكه به نصف رسد پس بكيرند هيل‌بوا قاقله قرفة الطّيب قرنفل دارفلفل از هريك يك درم و بكوبند كوبيدنى لطيف و در پارچهء كتانى بسته بيندازند در آن در وقت طبخ بعد از كرفتن كف آن پس چون به نصف رسد ديكر آن را نبايد كه بجوشانند و صبر كنند كه كرمى آن كم شود بحدّى كه ممكن باشد كه دست در آن توان كرد پس بمالند كيسه را بدست ماليدنى شديد تا برايد آنچه در آن كيسه است از قوت ادويه و سه درم زعفران در آن نيز داخل كنند و سر شيشها را محكم بندند پس اكر رقيق باشد افتاب دهند آن را پس از افتاب بردارند و نكاه دارند و هرچند كهنه شود بهتر است و در نسخهء قلانسى وزن عسل ربع رطلى است و نسخهء شيخ رئيس اصحّ است حكيم مير محمّد مومن كفته كه از اقسام خمر است اين شراب امزجهء بارده را نهايت نافع است و مقوى حرارت غريزيه است و بايد كه بعد از طبخ چهل روز در افتاب كذارند پس از افتاب بردارند ميفرمايند كه بهتر آنست كه آن مقدار بجوشانند كه دو ثلث عصير عنب برود و يك ثلث بماند و در اين حالت مىكردد حلال و نيز نميباشد محتاج بكذاشتن در افتاب رسكپور از رسائن اطبّاى هند است و از مجربات ايشان از براى جدرى و افرنجيه و جرب خبيث كه آن را اتشك كويند و جوشش سركه آن را نار فارسيّه نامند و از براى سعفهء خبيثه كه آن را كچلى كويند و از براى اقسام قروح كليه و مثانه و مجاري بول كه مزمن كرديد باشد و از براى ريشهاى كهنه و ناصور انف و از براى خنازير و سنك كرده و مثانه و از براى سرعت انزال و ضعف باه با عسل تناول نمايند شربتى از يك سرخ تا دو سرخ صنعت آن سيماب كل ارمنى زاج سفيد و در نسخهء ديكر بجاى زاج سفيد زاج اخضر هندى كه آن را بهندى نيل تهوتها نامند داخل است و نسخهء اوّل بهتر است و نمك سنك از هريك نه تانك مجموع را با آب صلايه كرده اقراص سازند و بعد از خشك شدن در كاسهء سفالى لعابدار كه در ته آن نمك كرده باشند بكذارند و كاسهء ديكر مثل آن كه بخاكستر و شيرهء جوز ماثل كه آن را بهندى دهتوره كويند اندوده باشند بر بالاى آن كذارند و هر دو را بطين حكمت مطيّن كنند و سه شبانه بر بالا و اطراف آن پاچك دشتى يعنى سركين كاو صحرائى كه در صحرا خشك شده باشد چيده آتش دهند و بعد از آن كه سرد شود براورده آنچه ته ظرف و اطراف آن چسبيده باشد براورند كه رسكپور آن است و از براى قوت باه نه شبانه روز آتش دهند رسكپور نوع ديكر وجهى كه نواب حكيم الممالك سيد علوى خان ثانى على نقى خان قدس سرّه عم جامع اوراق از حكيم فرنكى نقل نموده از براى مرض اتشك و ساير جروح خبيثه و قلمى فرموده‌اند كه بجمعى كثير دادم و مجرب در امراض مزبوره است صنعت آن رسكپور آنست كه بكيرند سيماب بيست مثقال و نيم و زاج سفيد هفتاد و پنج مثقال و باهم جمع كرده در هاون سنكى خوب بسايند و در شيشه كنند و سر شيشه را محكم بسته بكل حكمتى كه از كل سرخ و پنبه و نمك و خاكستر و پوست برنج ساخته باشند كوفته خشك نموده پس در دور از آتش شديد نمايند كه تا سه ربع روز در ميان آتش باشد و اكر آتش سركين كاو صحرائى باشد بهتر است بعد از آن از آتش بركرفته براورده بكذارند تا سرد شود اجزا را از شيشه براورند و بر روى سنك سماق باب ليمو دو برابر اجزا صلايه نمايند تا منجمد كردد پس بار ديكر در شيشه كنند و بدستور سر شيشه را بسته محكم نموده بكل حكمت مذكور كرفته بكذارند تا خشك شود در ديك سفالى كه نصف آن را ريك كرده باشند بكذارند و اطراف و بالاى آن را ريك پر نمايند كه در وسط ريك پنهان شود پس در زير آن آتش شديد نمايند تا ريك سرخ كردد پس براورند و بكذارند تا سرد شود آن كاه از اندرون شيشه براورند و در ظرف چينى يا شيشه نكاه دارند و عند الحاجت به كار برند و همين عبارت از رسكپور و شنجرف سفيد است صنعت حب آن چنانست كه در امراض متوسّطه در شدت كه بسيار سوزش نداشته باشد بكيرند يك مثقال و ربعى از آن رسكپور مزبور و بيست و يك دانه قرنفل و نيم مثقال فلفل سياه و نرم كوفته باب خالص حبوب سازند هفت عدد در روز اول يك عدد صبح و يك عدد عصر مريض فرو برد و در باقى روزها صبح يك عدد فرو برد كافى است و اكر مرض بسيار خفيف باشد ربع مثقال از رسكپور مسطور كم نمايند و اكر به همان نسبت يعنى خمس از قرنفل و فلفل نيز كم نمايند بهتر است و اكر مرض بسيار شديد باشد ربع مثقال بيفزايند كه يك و نيم مثقال شود و اكر مرض كامن و مزمن و مستحكم شده باشد حب مذكور را باب اعشبهء مغربيّه بدهند و اكر مرض احداث زخمى و حرقتى در مثانه و مجارى بول و قضيب نموده باشد با آب ريوند چينى بدهند و آب ريوند چنان است كه دو درهم ريوند چينى را در نيمن آب تبريزى صاف آن مقدار بجوشانند كه ربع بماند صافى نموده نصف را صبح از عقب حبّ نصف را شام بياشامند و اكر مرض درد سر و حوالى آن باشد و جوششهاى بسيار كه چرك از انها جارى بود نيز با آب مذكور بدهند و در جذام شديد و قروح و جروح خبيثه و جرب رطب و يابس نيز با آب عشبهء مذكور بدهند و طريقهء پرهيز آنست كه در ايام شرب دوا و چند روز بعد آن از نمك و ترشى و ماست و بقول و امثال اينها اجتناب نمايند و به غير از نان كندم و روغن كاو و كوشت برّه املك تناول ننمايند و اكر بسبب جوشش دهن از خوردن نان عاجز باشند از آرد كندم و مرغ بچه و روغن كاو حريره بدستور پخته ميل نمايند و دارچينى و قرنفل داخل ميتوان نمود و امّا پياز و سير و بقولات داخل نبايد نمود و اجتناب اولى است از اينها و اكر جوشش دهن زياده باشد با شير بز و پوست مغيلان و كات هندى مضمضه نمايند و بشويند